بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
عمومی و خرابی اجتماع میگردد . صدقات زیاد و اوقاف زیاد و حساب نکرده
، نذورات زیاد و حساب نکرده در هر جا که وارد شده مانند سیل جامعه را
خراب کرده ، روحیهها را تنبل و کلاش و فاسد الاخلاق بار آورده ، لطمهها و
خساراتی وارد آورده که کمتر از لطمات و خسارات یک سپاه جرار نبوده ،
مصداق کلام خدا بوده درباره بعضی انفاقات که میفرماید :
" « مثل ما ینفقون فی هذه الحیوه الدنیا کمثل ریح فیها صر اصابت حرث
قوم ظلموا أنفسهم فأهلکته و ما ظلمهم الله و لکن أنفسهم یظلمون »" [١] . مثل انفاقهایی که در این دنیا میکنند و عنوان انفاق و صدقه و امثال
اینها به آنها میدهند ، عینا مثل باد سختی است که با سرما همراه است و
میرسد به زراعت مردمی که ظلم به نفس کردهاند و همه آن زراعتها را از
بین میبرد . خداوند به آنها ستم نکرده خودشان به خودشان ستم کردهاند .
جامعه را هرگز با جود و احسان نمیتوان اداره کرد . پایه سازمان اجتماع
عدل است . احسان وجودهای حساب نشده و اندازهگیری نشده کارها را از مدار
خود خارج میکند . امام سجاد ( ع ) فرمود : " « کم من مفتون بحسن القول
فیه ، و کم من مغرور بحسن الستر علیه و کم من مستدرج باعحسانإلیه » " [١] بسیاری از مردم از بس خوبشان را و مدحشان را گفتند فاسد شدند ،
بسیاری از مردم چون از عیبشان چشمپوشی شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند
مغرور شدند ، بسیاری از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان
زندگی و کارشان اداره شد متدرجا در غفلت فرو رفتند .
[١] آل عمران ، . ١١٧ [٢] تحف العقول ، ص . ٢٨١